پ
  • پاداش Reward

    اصطلاحی مترادف تقویت کننده مثبت -> تقویت کننده مثبت

  • پاسخ Response

    الف: پیامد رفتاری تحریک که به صورت یک حرکت یا تراوش یک غده ظاهر می شود. ب: گاه، دو نوع فعالیت جاندار، از جمله پاسخهای دستگاه عصبی مرکزی (مانند تشکیل یک تصویر ذهنی یا یکی صورت تخیلی) صرف نظر از اینکه خود پاسخ یا محرک مربوط به آن قابل شناسایی باشد یا نه. ج: فرآورده های فعالیت جاندار از قبیل واژه های تایپ شده در یک دقیقه.

  • پاسخ شرطی Conditioned response CR

    در شرطی سازی کلاسیک، پاسخی است آموخته شده یا اکتسابی در برابر محرک شرطی (یعنی محرکی که در ابتدا قدرت فراخوانی آن پاسخ را نداشت).

  • پاسخ غیرشرطی Unconditioned response UR

    در شرطی سازی کلاسیک، پاسخی است که در اصل در برابر یک محرک غیرشرطی ظاهر می شود و سپس در جریان شرطی شدن، به یک پاسخ شرطی در برابر محرکی که قبلا خنثی و بی اثر بوده تبدیل می گردد.

  • پاسخ گالوانیکی پوست (جی. اس. آر) Galvanic skin response

    تغییرات رسانایی یا فعالیت برقی پوست که به وسیله یک گالوانومتر حساس دریابی می شود و معمولا یکی از شاخصهای هیجان است.

  • پایداری شئ Object permanency

    آگاهی از اینکه اشیاء حتی زمانی که خارج از دید هستند، باز هم وجود دارند.

  • پایداری شئ Object permanency

    آگاهی از اینکه اشیاء حتی زمانی که خارج از دید هستند، باز هم وجود دارند.

  • پایگاه ایمن Secure base

    استفاده کردن از مراقبت کننده به عنوان پایگاهی که نوباوه می تواند با اطمینان از او دور شود و محیط را کاوش کند و بعد برای حمایت عاطفی به طرف او برگردد.

  • پدیدار شناختی Phenomenology

    بررسی تجارب خصوصی یک فرد و ادراک ویژه او درباره جهان، تاکید بر درک رویدادها از نظر شخص است، نه بر رفتار وی -> روانشناسی انسان گرا، روانشناسی وجودگرا

  • پراشتهایی عصبی Bulimia nervosa

    حملات پرخوری عصبی که به صورت ناگهانی، کنترل نشده و وسواسگونه توام با بلع مقادیر قابل توجه غذا در مدتی کوتاه همراه است. در پی حمله شخص دچار بیزاری، افسردگی و احساس گناه می شود. بیمار معمولا به استفراغ یا استفاده از مسهل ها و مدرها متوسل می شود.

  • پراکندگی هویت Identity diffusion

    وضعیت هویت افرادی که به ارزشها و اهداف پایبند نیستند و فعالانه آنها را جستجو نمی کنند.

  • پرخاشگري آشكار Overt Aggression

    فرد به دیگران صدمه بدنی وارد می کند یا دیگری را به چنین صدمه ای تهدید می کند. مثل: کتک زدن، لگد زدن، یا تهدید کردن دیگری به کتک زدن
    -> پرخاشگری رابطه ای

  • پرخاشگری Aggression

    رفتاری که هدف آن آسیب رساندن به یک فرد دیگر است. -> پرخاشگری وسیله ای و پرخاشگری خصمانه

  • پرخاشگری جابه جا شده Displaced Aggression

    معطوف شدن پرخاشگری به شخص یا چیزی به جز منبع ناکامی -> بلاگردان (سپربلا)

  • پرخاشگری خصمانه Hostile Aggression

    نوعی پرخاشگری که هدف آن آسیب رساندن به دیگری است -> پرخاشگری آشکار

  • پرخاشگری رابطه ای Relational Aggression

    این نوع پرخاشگری به صورت محرومیت اجتماعی و شایعه پراکنی روی می دهد و به رابطه بین فردی آسیب می رساند.

  • پرخاشگری وسیله ای Instrumental Aggression

    در این نوع پرخاشگری که بیشتر در اوایل سالهای پیش دبستانی در کودکان به هنگام ناکامی رایج است، وقتی که کودکان شئ، امتیاز یا جای خاصی را می خواهند برای بدست آوردن آن به فردی که سر راه آنهاست حمله ور می شوند یا بر سر او فریاد می کشند. نوعی پرخاشگری است که هدف آن دستیابی به پاداش است نه آزار قربانی. ->پرخاشگری منصفانه

  • پردازش اطلاعات Information processing

    رویکردی که ذهن انسان را به صورت یک سیستم دستکاری کننده نماد در نظر می گیرد که اطلاعات از طریق آن جریان می یابد، معمولا برای نشان دادن مراحلی که افراد برای حل کردن مسایل و کامل کردن تکالیف طی می کنند از نمودارهای گردشی استفاده می کنند، و رشد شناختی را فرآیندی پیوسته می دانند.

  • پرستار روانی Psychiatric nurse

    پرستاری که دوره آموزشی لازم را در زمینه شیوه کار با بیمار روانی گذرانده است.

  • پرسشنامه شخصیت Personality inventory

    یک پرسشنامه خودسنجی، شامل جمله ها یا پرسشهای متعددی درباره خصوصیات و رفتارهایی که شخص آنها را در مورد خود درست یا نادرست می داند.

  • پرواز ناخوشایند Bad trip

    عارضه مواد توهم زا که به صورت حمله وحشت یا هراس (پانیک) تظاهر می یابد. بخصوص هنگامی که فرد در تنهایی ماده را مصرف می کند دیده می شود.

  • پروژسترون Progestrone

    نوعی هورمون جنسی زنان که در تخمدانها تولید می شود. این هورمون رحم را آماده آبستنی و پستانها را آماده تولید شیر می کند.

  • پرولاكتين Prolactin

    از هورمونهای غده هیپوفیز که با ترشح شیر ارتباط دارد.

  • پلاسیبو (دارونما) Placebo

    یک ماده غیرموثر که به جای یک داروی اثربخش به کار می رود و در آزمایشها به گروه گواه اختصاص می یابد.

  • پنج صفت اصلی شخصیت “Big five” personality traits

    پنج عامل اصلی که صدها صفت شخصیت در آن سازمان یافته اند: روان رنجور خویی، برون گرایی، گشودگی به تجربه، خوشایندی و وظیفه شناسی. (بهتر است اشاره کنیم که این فقط یک نظریه است و نظریه های متعددی وجود دارد تا خواننده فکر نکند که این ۵ عامل قطعی هستند.)

  • پوچی Absurdity

    بی معنایی و پوچی، افکار یا عقاید بی معنی یا بی ربط

  • پيش گويي (تعصب) Precognition

    از انواع ادعایی ادراک فراحسی با مضمون توانایی ادراک وقایع آینده

  • پیامدها Consequent events

    نتایج یا اتفاقاتی که پس از انجام رفتار مورد نظر حاصل می آیند یا روی می دهند.

  • پیشايندها Antecedent conditions

    محرکها یا شرایطی که موجب رفتار مورد نظر می شوند.

  • پیشداوری Prejudice

    قضاوت در غیاب شواهد یا بر مبنای شواهد ناچیز درباره خوب یا بد بودن چیزی یا کسی. نگرشی خشک و ثابت که پذیرای بخت آزاد و منطقی نیست و در برابر تغییر مقاوم است.



پربازدید ترین ها

خبرنامه

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحانو متون