د
  • داروهای توهم زا Hallucinogens

    داروهایی که اثر عمده آنها تغییرات تجارب ادراکی و «بسط هشیاری» است، می شوند. حسی، توهم و نشانه های فیزیولوژیکی مثل تپش قلب و لرزش. این داروها موجب گم گشتگی ادراکی، دگرسان بینی خود، خطای ال. اس. دی و ماری جوانا دو نمونه از این داروهاست.

  • داروهای روانگردان Psychoactive drugs

    داروهای اثرگذار بر رفتار و فرآیندهای روانی -> داروهای توهم زا، داروهای کندساز، داروهای محرک

  • داروهای ضد اضطراب Antianxiety drugs

    داروهای کندکننده دستگاه عصبی مرکزی که موجب کاهش تنش می شود، کمی خواب آلودگی ایجاد می کند ولی نه به میزان باربیتوراتها. والیوم و لیبریوم، به این داروها آرامبخش های ضعیف نیز گفته می شود.

  • داروهای ضدافسردگی Antidepressants

    داروهایی که مصرف آنها موجب تغییر خلق افراد افسرده در جهت احساس شادمانی بیشتر می شود. چنین اثری احتمالا ناشی از قدرت این داروها در افزایش انتقال دهنده های عصبی از نوع نورایی نفرین، سروتونین، یا هردو است. نمونه ها: ایمیپرامین، سوترامین

  • داروهای ضدروانپریشی Antipsychotic drugs

    داروهایی که نشانه های روانپریشی را کاهش می دهند و به ویژه در درمان اسکیزوفرنی به کار می روند. مثل: کلرپرومازین که به آنها آرامبخش های قوی نیز می گویند.

  • داروهای محرک Stimulants

    آن دسته از داروهای روانگردان که برانگیختگی را افزایش می دهند، مانند کوکائین، آمفتامین

  • داغدیدگی Bereavement

    احساس ماتم یا حزن بر اثر مرگ یا فقدان محبوب یا فردی مورد علاقه.

  • درخودماندگی Autism

    غرق شدن در تخیلات تا حد عدم توجه به واقعیت. یکی از نشانه های اسکیزوفرنی است. حالتی که در آن افکار و احساسات جنبه خودمدرارانه دارد و ذهنیت بر عینیت تفوق می یابد و ارتباط با واقعیت گسسته می شود.

  • درمان از راه مواجهه Exposure therapy

    نوعی درمان رفتاری فوبی و PTSDو وسواس که بیمار بارها با موضوع فوبیک یا آسیب اصلی را به صورت عینی یا تجسمی روبرو می شود.

  • درمان شناختی Cognitive therapy

    این درمان که عمدتا برای مداوای افسردگی به کار می رود، در صدد تبیین مثلث شناختی، به عنوان شناخت های تعیین کننده افسردگی برمی آید. این مثلث شناختی عبارتست از: الف) اعتقادات خودحقیرشمار ب) نگرش منفی در مورد دنیا و دیگران ج) نگرش بدبینانه در مورد آینده. در این نوع رفتار اعتقاد بر این است که باورهای بنیادین ما که افکار فرآیند ما محصولی از آن می باشند هیجانات و رفتارهای ما را کنترل می نمایند. برای تغییر رفتار و تنظیم هیجانات می بایست افکار زیرین آنها را اصلاح نمود.

  • درمان شناختی- رفتاری Cognitive-behavioral therapy

    شیوه درمانی که طی آن درمانگران می کوشند از طریق بازسازی نظام های باورهای (اعتقادات) ناسازگارانه و بازآموزی رفتار، افکار و رفتارهای ناسازگارانه مراجع را تغییر دهند.

  • درمان مراجع محور (درمان متمرکز مراجع) Client-centered therapy

    روشی در روان درمانی که طی آن بیمار یاد می گیرد که مسئویت اعمال خود را بپذیرد و نیروی ابتکار خود را در حل مسائل خویش به کار گیرد.

  • درماندگی آموخته شده Learned helplessness

    شرایطی که در آن فرد بر طبق تجربیات گذشته به این نتیجه می رسد که رویدادهای ناگواری اتفاق خواهند افتاد اما برای جلوگیری از وقوع آن کاری نمی تواند انجام دهد. نتیجه این باور، نافعالی، کاستی های شناختی و نشانه های دیگری است که به افسردگی شباهت دارند.

  • درونگرا Introvert

    یکی از نسخه های روانی پیشنهادی یونگ. فرد روانگرا به ویژه هنگام رویارویی با فشار روانی معمولا در خود فرو می رود و از دیگران فاصله می گیرد -> برونگرا

  • درونی ساختن Internalization

    جذب باورها و رفتارهای یک فرد دیگر به نظام ارزشهای خود

  • دستگاه عصبی خودمختار Automatic nervous system

    دستگاهی که محیط درونی بدن، از جمله قلب، معده، غدد فوق کلیوی و روده ها را تنظیم می نماید. این دستگاه و دستگاههای عصبی سمپاتیک و پاراسمپاتیک تقسیم می شود.

  • دلبستگی Attachment

    پیوند عاطفی میان نوزان و مادر که خدشه یا گسست آن موجب آسیب پذیری فرد (در روابط بین فردی) به افسردگی و اضطراب می شود. به طور کلی بیانگر پیون عاطفی بین فرد با دیگران است.

  • دلیل تراشی Rationalization

    یکی از مکانیزمهای دفاعی که از طریق آن، شخص برای حفظ عزت نفس خود سعی می کند دلایل پذیرفتنی و موجهی برای توضیح رفتار تکانشی یا رفتار نسبتا ناموجه خود ارائه دهد.

  • دوسوگرایی Ambivalence

    احساس همزمان محبت و نفرت نسبت به یک چیز یا یک شخص، تعارض حاصل از یک محرک مشوق که به طور همزمان جنبه های مثبت و منفی دارد. به طور کلی وجود همزمان احساسات، افکار، نگرشها و سوائق متضاد نسبت به یک شخص، شئ یا موقعیت.

  • دوقلوهای دوتخمکی Dizygotic twins fraternal twins

    دوقلوهای حاصل از رشد تخمکهای جداگانه. این گونه دوقلوها در حد برادرها و خواهرها به یکدیگر شباهت دارند و ممکن است از لحاظ جنسیت، یکسان یا متفاوت باشند.

  • دوقلوهای یک تخمکی Monozygotic twins identical twins

    دوقلوهای حاصل از رشد یک تخمک بارور. این قبیل دوقلوها همجنس و معمولا از لحاظ ویژگیهای ظاهری بسیار شبیه یکدیگرند، گرچه از لحاظ برخی ویژگیها ممکن است وارونه یکدیگر باشند و مثلا در مورد دستها، یکی از آنها راست برتر و دیگری چپ برتر باشد.

  • دوگانگی جنسی Bisexuality

    میل به روابط جنسی با اعضای هردو جنس



پربازدید ترین ها

خبرنامه

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحانو متون