ب
  • باربیتوراتها Barbiturates

    طبقه ای از داروهای کندکننده دستگاه عصبی مرکزی که اضطراب را کاهش می دهد و حساسیت نسبت به محیط را کند می کند. فنوباربیتال، پنتوباربیتال، سکوباربیتال و بنزودیازپین ها از جمله این داروها می باشند.

  • بازتاب Reflex

    پاسخ فطری و خودکار به نوع خاصی از تحریک

  • بازخورد زیستی (بیوفیدبک، پسخوراند زیستی) Biofeedback

    روش درمانی که طی آن درباره دستگاههای فیزیولوژیکی (تا اندازه ای) قابل کنترل (مانند ضربان قلب و فشار خون) اطلاعاتی با استفاده از دستگاههای مختلف داده می شود و به مریض آموزش داده می شود که چگونه با استفاده از اطلاعات این دستگاهها پاسخ های فیزیولوژیکی خود را کنترل کند.

  • بازسازی شناختی Cognitive restructuring

    مجموعه ای از فنون که به افراد یاد می دهند مفروضات خود را در مورد وضعیت ها و دنیا بررسی کنند و عقایدشان را واقع بینانه تر و عاقلانه تر سازند. در استفاده از این فنون اعتقاد بر این است که افکار غیرمنطقی رفتارهای غیرمنطقی را بوجود می آورند که می توان آنها را با تغییر دادن افکار زیربنایی اصلاح نمود.

  • بازنمایی ذهن Mental representation

    تصویر درونی از یک شئ غایب یا رویداد گذشته

  • بازی درمانی Play therapy

    فنی برگرفته از اصول فرویدی سنتی که هدفش استفاده از بازی برای تخلیه اضطراب یا نفرت است. طرفداران این نوع درمان معتقدند این تخلیه می تواند شفابخش باشد.

  • بچه بازی Pedophilia

    نوعی اختلال روانی- جنسی که طی آن فرد نیازمند پرداختن به روابط جنسی با کودکان زیر سن بلوغ است و از این راه به تحریک جنسی می رسد.

  • بخش پاراسمپاتیک Parasympathetic division

    بخشی از دستگاه عصبی خودمختار که رشته های عصبی آن از قسمتهای جمجمه ای و خاجی نخاع شوکی ریشه می گیرد. این بخش در حالات آرامش و نافعال بدن دست اندرکار است و تا حدودی در جهت مخالف بخش سمپاتیک عمل می کند -> بخش سمپاتیک، دستگاه عصبی خودمختار

  • بخش سمپاتیک Sympathetic division

    بخشی از دستگاه عصبی خودمختار شامل زنجیره ای از عقده های عصبی در دو سوی نخاع شوکی با رشته های عصبی برخاسته از قسمتهای صدری و کمری نخاع شوکی. بخش سمپاتیک در حالات هیجانی فعال است و تا حدودی در جهت مخالف بخش پاراسمپاتیک عمل می کند. -> بخش پاراسمپاتیک، دستگاه عصبی خودمختار

  • بررسی طولی Longitudinal study

    یک روش پژوهشی برای مطالعه فرد در گستره زمان و ارزیابی وی در فواصل منظم زمانی

  • برنامه تقویت Reinforcement program

    رویه شخصی برای تقویت پاسخ ارگانیسم در بخش معینی از دفعات ظهور آن ->تقویت سهمی

  • برون سازی Accomodation

    در نظریه پیاژه، بخشی از انطباق است که طی آن طرحواره های جدید ایجاد می شوند و طرحواره های قدیمی طوری تنظیم می شوند که با محیط متناسب باشند.

  • برونگرایی Extrovercy

    یکی از نسخهای پیشنهادی یونگ. فرد برونگرا بیشتر به زندگی اجتماعی و جهان خارج توجه دارد تا به تجربه درونی خود

  • بلوغ جنسی Puberty

    اوج تکامل جنسی که نشانه آن در دخترها آغاز قاعدگی و در پسرها پیدایش نطفه زنده در ادرار است.

  • بنزودیازپین ها Benzodiazepines

    مجموعه ای از داروهای آرام بخش که موجب آرمیدگی عضلانی، کاهش اضطراب و تسکین می شود. والیوم، آپرازولام از جمله این داروها می باشند.

  • بنگ Bang

    نوع ارزان حشیش که از سرشاخه های گیاه به دست می آید.

  • به مرگی Euthanasia

    شیوه خاتمه دادن به زندگی فردی که به بیماری علاج ناپذیری مبتلاست.

  • بهبود خودبخودی Spontaneous recovery

    بهبود کامل یا نسبی حال بیمار بی آنکه اقدامات درمانی به عمل آمده باشد.

  • بيماري پذيري ارثي Diathesis

    آسیب پذیری یا آمادگی جسمانی برای اختلالی خاص

  • بی اشتهایی عصبی Anorexia nervosa

    نوعی اختلال خوردن که به موجب آن، چون افراد (معمولا زنان) ترس وسواس گونه از چاق شدن دارند، به خود گرسنگی می دهند. بنابراین این افراد صرفا به اندازه ای می خورند که زنده بمانند و تصور تحریف شده ای اینگونه افراد نسبت به بدن خود دارند.

  • بی تفاوتی (بی احساسی) Apathy

    فقدان احساسات و عواطف. فقدان علاقه برای دلبستگی احساسی نسبت به محیط و دیگران

  • بی دردی Analgesia

    عدم حساسیت به درد. حالتی که در آن احساس درد وجود ندارد یا کاهش می یابد.

  • بی قراری Agitation

    بی قراری یا بی تابی به حالت اضطراب همراه با بی قراری شدید حرکتی گفته می شود که در آن فرد قرار ندارد، نمی تواند یک جا بنشیند، می لولد و آشفتگی و اضطراب او نمایان است.

  • بی قراری حرکتی- روانی Akathisia

    حالتی از بی قراری حرکتی یا روانی که با نیاز برای حرکت دائمی مشخص می شود. شخص نمی تواند آرام بنشیند. از عوارض داروهای ضدجنون بخصوص فنوتیازین است.

  • بیزاری درمانی

    نوعی رفتاردرمانی که در آن رفتار نامطلوب پیوسته پیامد ناخوشایندی در پی دارد و به این ترتیب نیرومندی رفتار نامطلوب را در طول زمان کم می کند.

  • بیماری آلزایمر Alzheimer’s disease

    شایع ترین نوع زوال عقل که به موجب آن، تباهی ساختاری و شیمیایی در مغز با از دست رفتن تدریجی جنبه های متعدد فکر و رفتار، از جمله حافظه، حرکات ماهرانه و هدفمند و درک و تولید گفتار همراه است.

  • بیماری پارکینسون Parkinson’s disease

    اختلال حرکت که با لرزش دستها، سختی، و دشواری در شروع کردن حرکت مشخص می شود. علت این بیماری تباهی نورونهای خاصی است که موجب کاهش مقدار انتقال دهنده عصبی دوپامین در برخی ساختارهای مغز می شود. -> بیماریهای دژنراتیو

  • بیماری پذیری Diathesis

    در مدل بیماری پذیری- استرس آسیب روانی، به آسیب پذیری (ژنتیکی یا روانی) فرد در برابر یک اختلال خاص گفته می شود.

  • بیماری دژنراتیو Degenerative disease

    گروهی از بیماریها مثل بیماری آلزهایمر، پارکینسون و کره هانتینگتون که نتیجه تخریب تدریجی سلولهای عصبی در دستگاه مرکزی هستند. مشخصه این اختلالات، تباهی و تخریب تدریجی و افزایش و اختلال در رفتارها یا کارکردها است -> بیماری آلزایمر، بیماری پارکینسون

  • بیماری روان تنی Psychosomatic illness

    بیماری جسمانی ناشی از علل روانشناختی



پربازدید ترین ها

خبرنامه

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحانو متون