مردان مریخی، زنان ونوسی (چگونه روابط زناشویی خود را بهبود بخشیم)

نوشته: دکتر جان گری
مترجم: مهدی قراچه داغی
ناشر: نشر پیکان
سال نشر: 1376

این کتاب درباره شیوه های جدید تخفیف تنش در روابط زناشویی و ایجاد عشق و مهر بیشتر، از طریق تشریح تفاوت های میان زن و مرد بحش می کند و سپس پیشنهادهایی عملی درباره تخفیف ناراحتی ها ودلسردی ها مطرح می شود تا موجب شادی و صمیمیت بیشتر شما می شود. نیازی نیست که روابط زناشویی تا این حد ناخوشایند باشد. تنش موجود در روابط زناشویی اغلب مردم از آن رو است که یکدیگر را درک نمی کنند به همین علت است که بسیاری از زوجها از مناسبات زناشویی خود ناراحتند. بسیاری از آنها صادقانه به شرکای زندگی خود عشق می ورزند و با این حال چون تنش از راه می رسد نمی دانند که برای رفع آن چه باید بکنند. زن و مرد در همه زمینه های زندگی با هم تفاوت دارند. زن و مرد نه تنها متفاوت از یکدیگر با هم ارتباط برقرار می سازند، بلکه در احساس، اندیشه، درک، واکنش و عشق با هم تفاوت های اصولی دارند و شاید بتوان گفت که زن و مرد انگار از دو سیاره متفاوت آمده اند، به زبان های متفاوت تکلم می کنند و به غذایی متفاوت احتیاج دارند. با درک تفاوت های اصولی میان زن و مرد در موقعیتی قرار می گیریم که بسیاری از ناراحتی های موجود میان خود و همسرمان را از میان برمیداریم. می توان سوء تفاهم ها را تخفیف داد و یا حتی از آن به کلی اجتناب نمود. توقعات بیجا را می توان اصلاح کرد. وقتی به خاطر داشته باشید که همسر شما چونان کسی که در سیاره ای دیگر زندگی می کند با شما تفاوت دارد، می توانید آرام بگیرید و به جای مقاومت در برابر او یا تلاش برای تغییر دادن او، با او همکاری کنید. ما به اشتباه گمان می کنیم که اگر همسرمان ما را دوست دارد باید به گونه ای با ما رفتار کند یا واکنش نشان دهد که وقتی ما کسی را دوست داریم با او رفتار می کنیم. عاشق شدن همیشه جادویی و اعجاب برانگیز است، توگویی که عشق پایدار است و به همان شکلی که هست دوام می آورد. ما به اشتباه گمان می کنیم که به شکلی از مشکلات زناشویی پدر و مادرمان مبرا هستیم، معتقدیم که عشق ما جاودانه و همیشگی است، می پنداریم که به عشقی پایا رسیده ایم و به حکم سرنوشت همیشه شاد و شادکام زندگی خواهیم کرد. اما وقتی دوران شیدایی به سر می رسد و زندگی روزانه جای آن را می گیرد، می بینیم مردها از زنها انتظار دارند که مانند آنان بیندیشند و واکنش نشان دهند و زنها هم انتظار دارند که مردها مانند زنان رفتار کنند. از جمله رایج ترین شکایت های زنان از مردان این است که آنها گوش شنوا ندارند یا اصولا گوش نمی دهند و یا چند لحظه به گوش می ایستند و بعد چونان متخصصی چیره دست علت یابی می کنند و آنگاه با غرور تمام کلاه همه چیزدانی بر سر می گذارند و راه حل ارائه می دهند و اگر زنان از رفتار به ظاهر محبت آمیز و پرمهر و عشق آنان تشکر نکنند گیج و مبهوت می شوند و متحیر می مانند که چه اتفاقی افتاده است. بدون توجه به این که چندبار همسرش را گوش ندادن متهم می کنند، او بدون توجه به رفتار خود ادامه می دهد. زن خواهان برخورد همدلانه است اما مرد گمان می کند که او خواهان راه حل است. رایج ترین شکایت مردان از زنان این است که زنان همیشه درصدد تغییر دادن آنان هستند. وقتی زن مردی را دوست دارد، خود را مسئول می داند تا او را در این رشد کمک کند. سعی می کند او را در کارش یاری دهد. زن کمیته اصلاح خانواده را به وجود می آورد و شوهر کانون اصلی توجه او می شود. بدون توجه به این که شوهر تا چه اندازه در برابر کمک زن مقاومت می کند، زن منتظر فرصت است که با به او کمک کند و یا به او بگوید که چه باید بکند. زن بر این باور است که کمک می کند اما در نظر مرد رفتار همسرش سلطه جویانه است و قصر کنترل او را دارد. به جای همه اینها مرد پذیرش زن را می خواهد. رضات خاطر مردها با توانایی آنان برای رسیدن به هدف های مورد نظر به دست می آید، راهنمایی کردن یک مرد در ذهن او این معنا را تداعی می کند که نمی داند چه باید بکند و یا به تنهایی از عهده انجام کاری برنمی آید. احساسی که یک زن از خود دارد با احساسات و کیفیت روابط او ارتباط دارد. بسیار اتفاق می افتد که زنی صرفا می خواهد احساسش را درباره روزی که پشت سر گذاشته بیان کند و شوهرش به گمان این که او قصد کمک دارد سخنش را قطع می کند تا راه حل های بهتری برای مشکلات او ارائه دهد، یادمان باشد وقتی همسر ما در برابر ما مقاومت می کند، احتمالا دلیلش این است که در انتخاب زمان و روش به خطا رفته ایم. مرد زمانی در روش خود تجدیدنظر می کند که بداند به او نه به عنوان یک مسئله بلکه به عنوان کسی که می تواند مسئله موجود را حل کند نگاه کنند. یکی از تفاوت های عمده زن و مرد طرز کنار آمدن آنان با استرس است. مردان بیش از پیش در خود فرومی روند و زنان به طرز فزاینده درگیری احساسی پیدا می کنند. مردان برای رسیدن به احساس بهتر به غارهای ذهن خود پناه می برند تا به تنهایی مسایل خود را حل و فصل کنند و زنان برای رسیدن به احساس بهتر دور هم جمع می شوند و آشکارا درباره مسایلشان حرف می زنند. مردها زمانی انگیزه پیدا می کنند و قدرتمند می شوند که احساس کنند مورد نیاز هستند و زنها زمانی انگیزه پیدا می کنند و قدرتمند می شوند که احساس تسلی خاطر داشته باشند. وقتی به مرد فرصت داده می شود تا توانمندی های بالقوه خود را ثابت کند، او به بهترین شکل خود را عرضه می کند. تنها وقتی احساس کند نمی تواند موفق شود به خودخواهی قدیم بازمی گردد و مورد نیاز نبودن مرگ تدریجی مرد را در پی دارد. وقتی زن احساس کند ارزش آن را دارد که مورد مهر و محبت قرار گیرد به آرامش می رسد و احساس اجبار و اضطرار در او فروکش می کند. برای مرد دشوار است به زنی که ناخشنود و ناراضی است گوش فرادهد زیرا با این کار احساس شکست خورده ها را پیدا می کند. مردان به کش می مانند، وقتی آنان را می کشید کش می آیند و برای پرتاب شدن آماده می شوند. کش مفهوم جالبی است که به کمک آن می توانیم چرخش صمیمیت مردان را درک کنیم. این چرخش از نزدیک شدن، فاصله گرفتن و مجددا نزدیک شدن تشکیل می شود. بسیاری از زنان تعجب می کنند که می بینند حتی وقتی مرد، زنی را دوست دارد برای نزدیک شدن به او گاه به عقب کشیده می شود. مردان به غریزه این ویژگی خود را می شناسند. مسئله تصمیم گیری یا انتخاب مطرح نیست مطلبی است که صرفا اتفاق می افتد. نه تقصیر مرد است و نه تقصیر زن. این یک مدار چرخش طبیعی است. وقتی مردی زنی را دوست دارد، گاه لازم است برای نزدیک شدن به او ابتدا خود را به عقب بکشد. مردان پس از رفع نیاز به عشق و صمیمیت، احساس می کند که به استقلال و خودمختاری سابق خود احتیاج دارند. وقتی مردی عقب می کشد زن دچار وحشت و هراس می شود. آنچه او متوجه نیست این است که مرد با عقب کشیدن نیاز به استقلال خود را ارضا می کند بعد ناگهان احساس می کند دوباره می خواهد صمیمی بشود. مرد پیوسته میان صمیمیت و خودمختاری تاب می خورد و در این کتاب با سرفصل هایی چون عشق ماندگار، نیازهای احساسی متفاوت، مردان مریخی و زنان ونوسی و… آشنا خواهیم شد.

پربازدید ترین ها

خبرنامه

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحانو متون