شخصیت از دیدگاه رفتاری

مولفان: رابرت لیبرت، میشل اسپیلگر
ترجمه: حسن صبوری مقدم
ناشر: انتشارات آستان قدس رضوی
سال نشر: 1375

روان شناسان شخصیت، با هر دیدگاهی، مطالعه شخصیت را با بررسی رفتار آغاز می کنند. هرچند که در اکثر راهبردها روان شناسان به خود رفتار علاقه مند نیستند. در عوض، آنها به رفتار به عنوان نشانه یا شاخصی از شخصیت بنیادی می نگرند. راهبرد رفتاری برخلاف سایر راهبردها، غالبا به طور مستقیم و آجل به رفتار به خاطر خود رفتار توجه می کند. روان شناسان رفتاری بیشتر از آن که از مشاهدات رفتار به عنوان نمونه (نشانه) استفاده کنند، آنها را به عنوان طبقه کلی از رفتارها در نظر می گیرند. رفتار می تواند آشکار بوده و به طور مستقیم و عینی توسط دیگران قابل مشاهده باشد و یا ممکن است ناآشکار، درونی و خصوصی باشد وبه طور مستقیم توسط دیگران قابل مشاهده نباشد. رفتار آشکار شما ممکن است شامیل این باشد که روی صندلی نشسته اید و مشغول خط کشیدن زیر کلمات کتابی هستند که در حال مطالعه آن هستید و صفحه را ورق می زنید، در حالی که رفتار ناآشکار شما ممکن است شامل خواندن، تفکرف به خاطر سپردن و خیالبافی باشد. رفتار ناآشکار همیشه با یستی استنباط شود. دوست شما ممکن است ببیند که شما کتاب شخصیت را در دست نگه داشته اید و مستقیم به صفحات آن نگاه می کنید و بعد از چند دقیقه صفحه را ورق می زنید، لیکن او تنها می تواند استنباط کند که شما مشغول خواندن هستید. رفتار ابتدا، بیش از آن ه حاصل عوامل ارثی و زیستی باشد، به وسیله یادگیری و تجربه به وجود می آمده و تغییر می کند. این یکی از فرض های اساسی راهبرد رفتاری است. رویکرد رفتاری، با توجه به نوع یادگیری که روی آن تاکید می کند. به طور مثال شرطی سازی کلاسیک، شرطی سازی عاملی یا یادگیری مشاهده ای از یکدیگر متمایز می شوند.
رفتار کم و بیش همسان است، بدین معنی که هر شخصی گرایش به رفتار نمودن به شیوه و الگوهای یکسانی دارد. افراد در رفتارشان تغییر ایجاد می کنند، لیکن به نظر نمی رسد که رفتار انسان تصادفی باشد. از این رو، هر نظریه شخصیت بایستی همسانی ظاهری رفتار را در نظر داشته باشد. نظریه های روان کاوی فرض می کنند که الگوهای مادام العمر از رفتار از ابتدای تولد رشد می کنند. نظریه های رفتاری شخصیت معتقدند همسانی رفتار مربوط به موقعیت است. افراد، در موقعیت ویژه ای که خودشان را در آن می یابند در پاسخ به نشانه ها رفتار می کنند. نشانه ها رفتار قابل انتظار را مشخص می کنند و نشان می دهند که احتمالا این رفتارها تایید را به همراه داشته و یا در یک موقعیت ویژه سازگار هستند. نظریه های رفتاری شخصیت معتقدند که رفتار افراد درموقعیت های یکسان ومشابه همسان است، لیکن در موقعیت های مختلف تغییر می کند. به عبارت دیگر رفتار خاص موقعیت است. ارزیابی شخصیت در راهبرد رفتاری می تواند به عنوان ارزیابی با رویکرد مستقیم، جهت گیری وضع حاضر و محدود مشخص شود. درمان های رفتاری به خصوص رفتارهایی را تغییر می دهند که به خوبی به عنوان رفتارهای هدف تعریف شده است. برای مثال مراجعان مشکلاتشان را به شکلی کلی و مبهم توصیف می کنند، مثل احساس اضطراب و نظم بیش از حد رفتار، یک درمان گر رفتاری در ابتدا کمک می کند که مراجع این مشکلات را به عنوان رفتار تعریف کند. سپس از تکنیک های ارزیابی رفتاری استفاده می شود. بدین ترتیب درمانگر و مراجع موارد رفتاری آشکار در گزارش مراجع از اضطراب و نظم بیش از حد را بررسی می کند. راهبرد رفتاری با توجه صرف به رفتار، از سایر رفتارها متمایز می شود. بعضی از رفتارگرایان رادیکال به اضطراب به عنوان یک پاسخ شرطی شده کلاسیک می نگرند. در بررسی این گونه از اضطراب ولپه حساسیت زدایی منظم را مطرح نمود که مستلزم جفت کردن محرک های برانگیزنده اضطراب با پاسخ های ناسازگار با آن همچون پاسخ آرامش عمیق عضلانی می باشد. در شرطی سازی تقابلی اجتنابی، برای حذف یک پاسخ آن را با یک محرک ناخوشایند مرتبط می سازند. این روش به طور مقدماتی در مورد رفتارهای وسواسی، انحرافات جنسی و معتادان به کار برده شده است. هنگامی که محرکی ارائه می شود و احتمال وقوع بعدی پاسخی را که بلافاصله پیش از آن آمده، افزایش می دهد. درواقع تقویت مثبت صورت گرفته است. هنگامی که محرکی برداشته می شود و احتمال وقوع بعدی پاسخی را که بلافاصله پیش از آن آمده افزایش می دهد درواقع تقویت منفی صورت گرفته است. جهت فراخواندن رفتارهایی که به ندرت روی می دهند از رهنمودها استفاده می شود چنان که بتوان آنها را تقویت نمود. رهنمود دادن مستلزم نشان دادن یا یادآوری به شخص است که چگونه یک رفتار را انجام دهد. در شکل دادن، به طور پیشرونده رفتارهای مشابه تر به رفتار مطلوب مورد تقویت قرار می گیرد. محرک های افتراقی نشانه های محیطی هستند که به افراد اعلام می دارند کی و کجا یک پاسخ خاص تقویت خواهد شد. گفته می شود، رفتاری که به وسیله محرک های افتراقی راهنمایی می شود تحت کنترل محرک است. تغییر اصلاح رفتار(رفتاردرمانی عاملی) هم در تسریع رفتارهای سازگارانه و هم جهت کاهش رفتارهای ناسازگارانه، مورد استفاده قرار گرفته است. تسریع رفتارهای سازگارانه در پیشگیری از مشکلات مرتبط با سلامتی و نیز در درمان این مشکلات، نقش مهمی را ایفا می کند. کاهش رفتارهای مشکل ساز می تواند به طور غیرمستقیم به وسیله تسریع رفتارهای سازگارانه و یا به طور مستقیم با استفاده از روش هایی یک خاموشی و جریمه صورت گیرد.
اعتماد بین فردی، انتظار تعمیم یافته دیگری است که توسط راتر عنوان شده است. این انتظار برمی گردد به درجه ای از دریافت افراد در این مورد که دیگران پیمان ها را می شکنند یا محترم می شمارند. افرادی با اعتماد بین فردی بالا، در مقایسه با افرادی با اعتماد بین فردی پایین، گرایش بیشتری به مذهبی بودن، شادتر بودن و امین تر بودن دارند. یادگیری مشاهده ای تحت تاثیر پیامدهای مشاهده ای، یعنی تشویق ها و تنبیه هایی که به نظر می رسد الگوها به عنوان نتیجه ای از رفتارشان دریافت می کند، قرار دارد. تشویق مشاهده ای به ما اطلاع می دهد که رفتارهای الگو شده مناسب هستند و بنابراین پذیرش افزایش می یابد. در صورتی که تنبیه مشاهده ای به ما اطلاع می دهد که رفتارهای الگوشده نامناسب بوده و بنابراین پذیرش کاهش می یابد. هم تشویق مشاهده ای و هم تنبیه مشاهده ای نشان می دهند که رفتارهای الگوشده مهم بوده و بنابراین اکتساب را زیادتر می کنند. درمان سرمشق دهی می تواند در آموزش رفتارهای سازگارانه مورد استفاده قرار گیرد، هم جهت ایجاد سهولت در انجام رفتارهای سازگارانه یادگرفته شده و هم در مورد رفتارهای فعالی که معمولا به وسیله ترس متوقف شده اند. سرمش دهی توام با مشارکت تکنیک قدرتمند خاصی است برای کاهش ترسی که باعث متوقف کردن رفتاری شده، زیرا که این شیوه ترکیبی است از سرمشق دهی زنده توسط درمانگر و تمرینی که به دقت نظارت شده است. در این کتاب با سرفصل هایی چون مقدمه ای بر راهبرد رفتاری، نظریه های یادگیری اجتماعی و… آشنا خواهیم شد.

پربازدید ترین ها

خبرنامه

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحانو متون