بررسی روان شناختی تحول ارزش ها

نویسنده: دکتر عبداللطیف محمدخلیفه
مترجم: دکتر سیدحسن سیدی
ناشر: انتشارات آستان قدس (شرکت به نشر)
سال نشر: 1378

از خلال بررسی ارزش ها در هر جامعه ای می توان به اعتقاد یا فلسفه کلی آن جامعه دست یافت. ارزش ها چیزی بیش از انعکاس و بازتاب روشی که افراد به آن در فرهنگی مشخص و در مرحله زمانی مشخص می اندیشند، نیست. ارزش ها به جهت دهی رفتار افراد و داوری ها در جهت گیری های آنان در ارتباط با امور می پردازند. شاید بتوان دنیای معاصر را دنیای بحران ارزش ها نامید. از یک سو با رونق صنعت و تکنیک و مکتب های مختلف فلسفی، روان شناسی، جامعه شناسی و… غالب آمدن روحیه اصالت سود بر آدمیان، سیاست های امپریالیستی و توسعه طلبانه قدرت های بزرگ، نگرش شک آلود فیلسوفان معاصر به مبانی معرفتی و پدیدار شدن پوزیتیسم و مدرنیسم، همه و همه زلزله ای در ذهن و روان آدمیان که جویای آرامش، همدلی، همزیستی و برابری هستند افکند. نویسنده این کتاب با ارائه جنبه های اساسی بررسی ارزشها در چارچوب روان شناسی اجتماعی به ذکر دو جنبه آن یعنی: تفاوت های فردی و کسب تحول ارزش ها در طی مراحل مختلف عمر می پردازد، سپس به شرح و تعیین حوزه معنایی مفهوم های اساسی کتاب یعنی مفهوم ارزش ها و تحول، نظام ارزش ها و تحول نظام ارزش ها اشاره دارد. ارزش ها از موضوع هایی است که در حوزه توجه تعدادی از تخصص ها مانند فلسفه، دین، تربیت، اقتصاد جامعه شناسی و روان شناسی واقع می شود. بررسی ارزش ها در وابستگی آنها با بعضی از متغیرهای شخصی می باشد مانند جنس، دیانت، رشته تحصیلی و همچنین در وابستگی آنها به توانایی های شناختی و تحول ارزش ها و تغییر آنها در طی دوران عمر به این اعتبار که عمر آدمی هم یکی از متغیرهای مهم و مسئول ایجاد تغییرهایی در ارزش های افراد محسوب می شود. توانایی ها و امکانات موجود به ایجاد و پرورش ارزش ها در فرد منجر می شود، وجود رابطه میان نظام ارزش ها و توانایی های خلاق مانند اصالت و خوش رویی و نرم خویی همراه با صلابت را پیدا کرد. این رابطه از روشنی و قدرتی برخودار است که به نظم بخشیدن ارزش ها، به مثابه عنصرهای مهم و اساسی در ساختمان شخصی فرد خلاق اشاره دارد یا به منزله وضعیت روانی است که انجام دادن و دست یازیدن خلاق در سایه آن نظم می یابد و آشکار شد ک افراد توانا در امر خلاق در تعدادی از ارزش ها همچون پیشرفت، استقلال، راستی و اعتراف یا ارزیابی اجتماعی در مقایسه افراد ضعیف در امر خلاق به درجات بالایی دست می یابند. تحول ارزش ها در مرحله کودکی به کودکی پسین و پیشین توجه دارد و سطح داوری اخلاقی در هر سن با یکدیگر فرق دارد و دو نوع داوری اخلاقی وجود دارد: یکی مربوط به جنبه اجتماعی که با تکیه بر عرف و سنت های رایج صادر می شود و دیگر داوری های مربوط به مطلوب های والاست که وجدان آن را تعیین می کند و داوری های کودکان بیشتر با اصل منفعت یا لذت در ارتباط است و با پیشرفت سن، تکیه کودکان به این اصل کم می شود و داوری هایی که مبتنی بر منشاء درونی و ذاتی می باشد آشکار می گردد. کودکان در دوران کودکی می توانند دو نوع از امور را تشخیص دهند: ۱ – امور اخلاقی ۲ – امور اجتماعی
جامعه شناسان معتقدند که شیوه ارزش گذاری و ارزیابی براساس وجود معیار و شباهت در پرتو مصالح شخص از یک سو و وسایل و امکاناتی که جامعه برای تحقق این مصالح برای او مهیا می سازد مبتنی است. بر این اساس، روش گزینش ارزش ها، مشروط به شرایط اجتماعی در اختیار نهاده می باشد. ارزش ها آن گونه که تعدادی از جامعه شناسان معتقدند عبارت است از فرم یا معیاری برای گزینش، از میان ابزار یا امکانات اجتماعی که برای فرد آماده و مهیا شده و با موقعیت اجتماعی وی منطبق است. فرم یا معیار، یعنی وجود میزانی که شخص بدان می سنجد و بدان همه چیز را از نظر فاعلیت و نقش آنها در تحقق مصالحش مانند می کند. این معیاری است که شخص اقامه می کند و با آگاهی اجتماعی و درک وی از امور و عوامل تاثیرگذار اجتماعی- اقتصادی که شخص یا طبقه اجتماعی وابسته به آن را احاطه کرده و جامعه یا شرایط تاریخی اقتصادی و اجتماعی ای که در آن زندگی می کند در ارتباط است. اما گزینش روش عقلانی- معرفتی است که شخص در آن به همانندسازی و مقایسه اشیا در پرتو معیاری که برای خود وضع نموده و با شرایط اجتماعی و اقتصادی وی تعریف می گرددف می پردازد. البته این روش امری مطلق نیست بلکه مشروط به وضع شخص و فرصت های او است و هرگاه شخص در مرتبه اجتماعی ترقی کند، فرصت های گزینش و انتخاب او هم متعدد و متنوع خواهد شد. ابزار مجموعه ای از وسیله ها و هدف هایی است که با مصالح متعدد و متنوع انسان همسویی دارد.
نیاز، همان احساس از دست داد چیزی توسط موجود زنده است که گاهی درونی و زمانی بیرونی است و از تمایلات مشخصی که در ارتباط با موضوع، هدف یا محرک است ناشی می شود. پاسخ به موضوع محرک به کاهش محرک منجر می شود و این محرک ها و نیازها بنا به اعتقاد کرچ و کراستفیلد شکل پلکانی می گیرد و برحسب اهمیت به نسبت فرد مرتب می گردد. ارزش ها به روش های مختلفی سنجیده می شوند که مهمترین آنها عبارت است از مشاهده نظم، مصاحبه شخصی، تحلیل محتوا و پرسشنامه ها. عوامل کسب ارزش ها عبارتند از: عوامل اجتماعی، عوامل زیستی، عوامل روانی، عوامل محیطی. هر تمدن الگویی خاص دارد که تقویت برخی از ویژگی ها و پرورش آنها از خلال بافت اجتماعی مقبول، براساس آن تقویت می شود در حالی که دیگر ویژگی ها بدون تقویت رها می گردد. همچنین می توان به آن به عنوان یک امر عادی و طبیعی در جامعه ای خاص و غیرقابل قیال و غیرطبیعی در جامعه ای دیگر نگریست. رویکردهای ارزشی در درجات تنظیم آن از جامعه ای به جامعه دیگر متفاوت است و الگوهای رویکردهای ارزشی در پرتو ابعاد زیر نظم می یابد: تاثیر عاطفی- خنثایی عاطفی، رویکرد فردی- رویکرد جمعی، همگانی- فردی، نسبت دادن- پیشرفت، اختصاصی بودن- رواج داشتن.
تاثیر ساختار تمدنی به طور کلی در شخصیت از طریق دو محود اصلی نظم می یابد: ۱ – از پیشرفت به شکست کشیده می شود ۲ – از پذیرش به ترک و عدم پذیرش. رابطه میان این دو محور عمودی است یعنی رابطه ای بین آنها نیست. معنای آن این است که ممکن است تاثیر تمدن از خلال موقعیت پیشرفت با پذیرش این تمدن با همه مسایل آن نفوذ کند و یا از طریق موقعیت شکست با پذیرش همه مسایل این تمدن و یا از راه موقعیت پیشرفت با درجه بالایی از ترک این تمدن و یا در موقعیت شکست با درجه بالایی از عدم پذیرش نفود کند. در این کتاب با سرفصل هایی همچون ارزش ها و اهمیت پژوهش آن، مفاهیم اساسی پژوهش، سنجش ارزش ها، کسب نظام ارزش ها و عامل های آن، نمودهای تحول نظام ارزش ها از کودکی تا بلوغ و… آشنا خواهیم شد.

پربازدید ترین ها

خبرنامه

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحانو متون